السيد حامد النقوي

428

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

افضليت عامّه و عصمت و اكرميت تامّهء جناب امير المؤمنين عليه السّلام حسب افادات خود محققين سنيه ثابت و متحققست پس قصر آن بر تعظيم جزئى و اعلميت جزئيه ناشى از غايت عداوت و عناد و بغض و لداد با أبى الائمة الامجاد عليه و آله آلاف السّلام من رب العباد مىباشد و اين ناصبيت واضحه و حروريت فاضحهء قارى ديدنيست كه در شرح اين حديث اولا بر سر تاويل و تحريف كلام نبوى رفته بهواى اثبات بابيت ديگر اصحاب معنى جملهء و على بابها علىّ باب من ابوابها گرفته و ثانيا چون ديده كه بر فرض اين تاويل باطل هم تخصيص جناب امير المؤمنين عليه السّلام بذكر درين حديث فائده مىخواهد دلش راضى نشد برينكه بگويد كه فائده تخصيص اظهار اعظميت و اعلميت مطلقهء آن جنابست بلكه متفوه شد به اينكه تخصيص مفيد نوعى از تعظيمست و آن جناب نسبت ببعض اصحاب اعظم و اعلم مىباشد و غرض على قارى ازين تفوه صريح التقصير آنست كه مبادا اعظميت و اعلميت جناب امير المؤمنين عليه السّلام بر قاطبهء اصحاب ازين حديث ثابت شود كه بلا ريب اجتياح اساس خلافت خلفاى ثلاثه خواهد كرد حال آنكه آنچه قارى انديشيده فائدهء بحالش نمىرساند زيرا كه دلالت اين حديث شريف بر اعظميت و اعلميت مطلقهء جناب امير المؤمنين عليه السّلام بنحو من الانحاء قابل ستر و كتمان نيست و خود اهل سنت به آن اعتراف مىنمايند و علاوه بر آن بوجوه عديدهء ديگر دليل امامت آن جناب مىباشد و قد دريت ذلك بالتفصيل مما اسلفناه سابقا بعون اللَّه الجليل اما آنچه گفته و مما يدلّ على ان جميع الاصحاب بمنزلة الابواب قوله صلّى اللَّه عليه و سلم اصحابى كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم مع الايماء الى اختلاف مراتب انوارها فى الاهتداء پس باطل صرف و مردود بحتست زيرا كه اولا به حمد اللَّه در ما سبق بجواب كلام اعور افجر قدح اتمّ و اوفر اين حديث موضوع بنابر افادات سنيه ديدى و بكنه سخافت و ركاكت تشبث به آن وارسيدى و ثانيا اگر بالفرض و التقدير اين حديث در حق اصحاب صحيح هم باشد ايشان بمنزلهء ابواب نمىتوانند شد چه آنفا بوجوه عديده دانستى كه اين شرف مخصوص بذات قدسى صفات جناب امير المؤمنين عليه السّلامست و احدى از اصحاب سهيم و شريك آن جناب درين باب نمىتواند شد ثالثا اين حديث بر فرض صحت آن در حق اصحاب كاشف از آنست كه هر كس را ازيشان فى الجمله علمى حاصل بود و ظاهرست كه مجرد اين مطلب